ریدکس پلاس دفع حشرات ارسال پیامک
افزایش ممبر تلگرام ممبر تلگرام

 

 

زنان سرانجام پیروز خواهند شد

 

 

 

 

 

زنان در دیرگاهی نه چندان دور پیروز خواهند شد. دیرگاه نزدیک است. زنان دیگر در سینما در جایگاهِ "فرشته‌ی در خانه" یا اغواگری انتقام‌جو که می‌باید در پایان نابود گردد، ظاهر نخواهند شد. آنان دیگر فمینیست نخواهند بود. سرانجام این نکته که "برای فمینیست بودن باید ضدِ زن بود" در مغزشان فرو می‌رود. دیگر قادر نخواهند بود که نه آن‌قدر پوشیده باشند و نه آن‌قدر وقیح در فیلم‌های پورنو یا گاه هر دو به طورِ همزمان، یعنی همان هیولای دلخواهِ مردان. نه، قادر نخواهند بود. آن‌گاه دیگر نیازی به تور پهن کردن برایشان نیست. آن‌ها به مغزِ این سخنِ نیچه دست خواهند یافت که: "زنان حتا سطحی هم نیستند". 

زمانی می‌رسد که زنان از آن‌چه نظامِ مردانه برایشان وضع کرده- مثلاً روزِ جهانیِ زن- بی‌نیاز خواهند بود. اما نه از آن رو که خودِ نظامِ مردانه به دلیلِ عدمِ نیاز این روز را از تقویمِ زبان خارج ساخته؛ بل از این رو که زبان خود زنانه گشته و طبعاً چنین مفهومی در آن نمی‌تواند زنجیره‌ای منتهی به دلالت ایجاد کند.

در این صورت زنان دیگر به پروین اعتصامی یا سیلویا پلت افتخار نخواهند کرد. در آن هنگام احتمالاً از فروغ تنها تکه‌ای باقی‌ست و شیمبورسکا با لبخندی شیطنت‌آمیز بر گوشه‌ی لب. هیچ جایزه‌ای به نامِ زنان وجود نخواهد داشت و آن‌ها ناچار نخواهند بود به سیمون دوبووار، هلن سیکسو، لوس ایریگاری و از آن بدتر جودیت باتلر اقتدا کنند تا هر چه بیش‌تر بیاندیشند بیشتر - از لحاظ ظاهری حتا- به مردان شباهت یابند. آنان که ده‌ها سال فروید و بعد لاکان را به بادِ انتقام گرفتند اما تئوری‌هاشان به گردِ پای آنان نیز نرسید، چرا که به ندرت قادر بوده‌اند سطری را با تنِ خود بنویسند نه با ذهن‌شان. عاقبت نیز ناگزیر گشتند جنسِ دوم و دیگری بودنِ اخذ شده از ساتر و لاکان را بپذیرند، مشروطِ بر این‌که "دیگری" نه موجودی طرد شده، که همچون ناظری ایستاده از دور تلقی گردد. زنان ناگزیرند روزی تجسمی ناب از دیگری ارائه دهند. تنها این‌گونه قادر به زیرِ سوأل بردن جایگاهِ مردانه خواهند بود، بی‌آن‌که قوانین را بیهوده به نفعِ خود تغییر داده و با کسبِ این موفقیت در واقع بر ضعفِ مفرطِ خود صحه بگذارند.

روزی خواهد رسید که دیگر هیچ‌کس به آنان تجاوز نخواهد کرد. در برهوتی بی‌انتها گام خواهند زد بی‌آن‌که از سایه‌ای بهراسند.

دیگر نیمِ عمرشان را در رقابت بر سرِ قضیب به هدر نخواهند داد. آن‌گاه امرِ نمادین چنان مماسِ بر امرِ واقع قرار می‌گیرد که هر سایشی بدل به امرِ واقع گردد تا روانکاوی دیگر میانِ پنیس و فالوس ناگزیر به تفاوت‌گذاری نباشد. دیگر منتظرِ مردشان نخواهند ماند تا از جنگ بر گردد و تنِ تشنه از نفرت و عشقش را بر آنان نثار کند. دیگر مجبور نیستند در نقشِ منشی‌های تحریگ‌برانگیز در کت و دامنِ مشکی یا سورمه‌ای، پیراهنِ سفید و با لب‌هایی گوشتالود و عینکی بر چشم پشتِ میزِ کامپیوتر جا خوش کنند و ورودِ رئیس را انتظار کشند. آن‌گاه دیگر انتظار برایشان تجربه‌ای از یاد رفته تلقی می‌گردد.

آن‌ها دیگر نیازی ندارند کمپین تشکیل دهند آن هم با چند خواجه دور و برشان و دورِ هم شعر و آواز بخوانند و هورا بکشند. دیگر نیازی به تجمعاتِ خیابانی نیست؛ به برهنگی در ملأ عام به نشانه‌ی اعتراض یا همان تلاش برای عرضه‌ی تن در یک بسته‌بندیِ جدید.

روزی می‌رسد که بانو "ایریگاری" دیگر ناگزیر نخواهد بود عمری با میراث فروید بجنگد و فریاد بزند: "کلیتوریس یک مینی‌پنیس نیست". روزی که زنان مجبور نخواهد بود برای برابری آن‌قدر بدوند که از خودِ برابری نیز جلو بزنند و در نتیجه موجب ایجادِ اختلال در امرِ عرضه و تقاضا گردند تا دیگر کسی مجبور نباشد برایشان در صف بایستد.

زنانی خواهند بود که خانه‌داری را نه شغل به حساب می‌آورند و نه وظیفه‌ای تعیین شده از سوی اجتماع. زنانی که می‌دانند داشتنِ "رحم" به این معنا نیست که حتماً می‌باید کودکی از درونش به عمل آید تا همچون آلتی از کف رفته بکوبندش بر سینه‌ی دیوارِ زندگی. زنانِ لزبینی خواهند بود که وقتی در جوارِ همند به وجودِ تندیسی از نشانه‌ای مردانه احساسِ نیاز نخواهند کرد.

آنان روزی خواهند دانست که تنها دو راه در پیشِ رو داشتند: 1.تضمینِ آینده‌شان با شبیه‌سازیِ ناب. یعنی آرمانشهری که در آن مردان به فروشگاه وارد شوند و در صورتِ پسند نکردنِ اجناسِ پشتِ ویترین، با فراغِ بال و تنها با اندکی ولخرجی زنِ ترکیبیِ دلخواه‌شان را سفارش دهند و در کمتر از بیست و چهار ساعت در یک بسته بندیِ تضمین شده از لحاظِ استحکام درست دربِ منزل تحویل بگیرند. 2.در نقطه‌ای بایستند که ذکرش رفت. یعنی سرانجام پیروز شوند.

 

 

 

دومان ملکی
بایگانی شده در: یادداشت

 

Rodriguez & Tarantino,by: David Lachapelle

 بالا

 

 

 

©
انتشار مطالب بدون اجازه ممنوع و تنها نقل با ذکر مأخذ یا پیوند به صورت مستقیم مجاز می باشد
All rights reserved by Dooman Maleki
2010-17

Home

|

Notes

|
Poetry |
Essay | Books | Voice |

Contact

| Under mag

 

 

ورود مدیر