ریدکس پلاس دفع حشرات ارسال پیامک
افزایش ممبر تلگرام ممبر تلگرام

 

تمام داشته‌های من از «بن لادن»

 

 

بن لادن: یک توهّم. اقبال بلند غرب. طرفدار باشگاه آرسنال. دشمن قسم‌خورده‌ی امپریالیسم. امریکا: دوست و دشمن تؤامان بن لادن: این توهم بزرگ که برج‌های دوقلوی تمام جهان را فداییانش منهدم می‌کنند و حتا آرنولد هم حریفش نمی‌شود. این صدای منحوس ضعفا. قوی‌کش اعظم. آن‌که اوباما درباره‌اش گفت رهبر مسلمانان نبود، قاتلشان بود (تحلیل‌گران می‌گویند برای تضمین ریاست جمهوری‌اش در دور بعدی چاره‌ای جز کشتن اسامه نداشت). یعنی بن لادن: همو که اعراب در همان حال که محکومش می‌کنند از اعمالش غرق در لذتی شهوانی می‌شوند. آن‌که تعاریف بسته‌ی بنیادگرایی را از مرزهای تصور عبور داد. حضور و غیابی تؤامان که شبحش بر فراز سر مردمی که در نیویورک بعد از شنیدن خبر مرگش در خیابان‌ها به پایکوبی مشغولند، در پرواز است. او که در آن واحد هم مرده است و هم زنده. او که هیچ نیازی به بدل ندارد و خانه‌اش پر از عروس‌های زیبای تحصیل کرده است. او که نیمیش مرگ است و نیمی زندگی. مرد صحراهای بی‌آب و علف. دست پرورده‌ی امریکا. او که رسانه‌های ایران درباره‌اش می‌گویند سناریوی لو رفته‌ی امریکاست که باید پرونده‌اش را می‌بستند، اما احتمالاً آن‌ها او را نکشته‌اند، بلکه او به علت بیماری فوت کرده و آن‌ها تنها به جسد بی‌جانش شلیک کرده‌اند. (مادرم می‌گوید می‌خواهم بروم کارشناس مسائل سیاسی شوم، چون هیچ وقت از تو نخواهند پرسید این تحلیلی که کردی درست از آب درنیامد حرامزاده!)

بن لادن: که امریکا به کشتنش افتخار می‌کند و تصویر جسدش را با چشمان از حدقه درآمده و ریشی که گویا رنگش کرده نشان جهانیان می‌دهد تا فتوشاپ‌کارها عکس را قلابی تشخیص دهند، در حالی که آزمایشات دی.ان.ای بر اصل بودن جسد گواهی می‌دهد. (فتوشاپ: این سیاسی‌ترین نرمافزارِ موجود که سیستم‌های شنود فوق پیشرفته را بدل به واقعیتی بصری می‌سازد). همچون بن لادن: بدلی فاقد اصل. معلوم نیست این کدام بن لادن است روی جلد تایم. اما به راحتی معلوم است که این کدام تایم است. تحقق جهنم آرمانشهر بودریار. توهمی که تئوری‌های بودریار را تجسمی عینی بخشید. او که توهم‌آفرینی رئیس جمهورِ ایران وقتی در پاسخ به این که نظرش راجع به سخنان معاون اول وقتش چیست گفت ایران کشوری آزاد است و هر کس در آن حق اظهار نظر دارد، در برابرش درس پس دادنی بیش نیست. آن‌که سال‌ها بود از درد روده و معده و زخم اثنی‌عشر زمین‌گیر شده بود. غایت تأیید گرایش ناخودآگاه اعراب به باشگاه آرسنال یا شاید گرایش آرسنال به اعراب، که حتا ورزشگاهش را آن‌ها برایش ساخته‌اند. او که نقش "کایزر شوزه" را در فیلم "مظنونین همیشگی" از خودش بهتر بازی می‌کرد. او که هیچ‌وقت در ملأ عام سخنرانی نکرد، چرا که در غیابش همه جا منفجر می‌شد و نوارهای ویدئویش سود کلانی نصیب شبکه‌ی الجزیره می‌‌ساخت. همان نوارهایی که دیدنشان تماشای فیلم «حلقه» را ترسناک‌تر می‌‌کند. او که مایکل مور این مردک احمق خپل که با هر مخالفتش خدمتی عظیم به امریکا می‌‌کند تا همه آن‌جا را به عنوان کشوری آزاد که هر کس حق دارد در آن اظهار عقیده کند و فیلمش را بسازد بشناسند، حاضر است تا ابد به دنبالش موس موس کند. مایکل مور که جوج بوش به او گفته بود مواظب رفتارت باش! جرج بوشی که امینم را دشمن خطرناکی می‌داند. همان امینمی که در کنسرتش فردی با نقاب بوش انگشت وسطی‌‌اش را نشان جماعت می‌دهد. بوش که هنگام 11 سپتامبر به یک مدرسه پناه برده بود انگار که همه چیز را از قبل می‌دانسته.

بن لادن: رتبه‌ای غیر قابل ثبت در گینس. موجودی تارک دنیا در لباس بادیه‌نشینان با سلاحی کهنه در دست که از دخمه‌‌ای در ناکجا برای امریکا به عنوان نماینده‌ی جهان پیام‌های تهدیدآمیز صادر می‌کند. بن لادن: که با امریکا بر سر انفجار برج‌ها حاضر به همکاری نشد. این مرد صاف و ساده با چهره‌‌ای که همه‌ی اجزایش کشیده شده‌اند. مردی که دیگران به نامش ترور می‌کنند و او خود مسئولیت همه را بر عهده می‌گیرد. این پدر اعظم با شبح هولناکش. این میل ناب که مرگ نمادینش به هیچ دردی نمی‌خورد، جز این که هولناک‌ترش کند. او که هیچ دوستی نداشت جز لشکری بیش و کم از فدائیان. همو که تنهایی را دوست دارد و از انتظار کشیدن خسته نمی‌شود. همو که روزی مثل اغلب انسان‌ها درس خوانده، زن گرفته، صاحب فرزند شده و برای خودش شغلی غیر شرافتمندانه دست و پا کرده: رهبر گروه تروریستی القاعده. این موجود کثیف که یارانش در خیابان و ایستگاه مترو ناگهان منفجر می‌شوند. این هیولای ژانر وحشت با سیمایی رئوف و مهربان. موجودی بی‌مرگ. تجسم زامبی‌ها در فیلم‌های درجه دو که منابع حمایتش هرگز مشخص نشده. مردی که دیگری برایش «انسانی‌ست، شدیداً انسانی!» فقدانی است عظیم. هم حضورش فقدان می‌آفریند هم غیابش. بزرگ‌ترین تروریست تحت تعقیب «سیا»ست. مرده یا زنده‌اش بیست میلیون دلار یا نصف بیشتر می‌ارزد. ادعای پیامبری ندارد. هیچ‌گاه اخم نمی‌کند و اغلب لبخند محو یک بودایی بر لبانش ماسیده. قیافه‌ی احمق بوش را ندارد؛ به خصوص آن‌جا که در مدرسه دارند در گوشش می‌گویند آقای رئیس جمهور یک هواپیما همین الان رفت تو مرکز تجارت جهانی، دومیش هم در راه است. تا بوش بگوید کار بن لادن است و دشمنانش- حتا دوستش مایکل مور- بگویند کار خود اوست. اعتقاداتش صریح و مه‌آلود است. اگر صدایش کنی برنمی‌گردد نگاهت کند. پشت و رو ندارد. تروریسم با او بدل به یک دال ناب می‌شود. هیتلر مستقیم حمله می کرد، او غیرِ مستقیم. هیتلر از جلو، او از پشت. همان که اوباما جهان بی او را امن‌تر از پیش خواند و ناگهان به یاد آورد که جایزه‌ی صلح نوبل یک بار بیش‌تر به هر کس تعلق نمی‌گیرد. همو که گویی نمی‌داند اوسامه همواره یک شبح بوده و همین شبح مسئولیت تمام عملیات تروریستی آینده را به گردن خواهد گرفت. یعنی بن لادن.

 

 

 

دومان ملکی
بایگانی شده در: یادداشت

بالا

 

 

 

©
انتشار مطالب بدون اجازه ممنوع و تنها نقل با ذکر مأخذ یا پیوند به صورت مستقیم مجاز می باشد
All rights reserved by Dooman Maleki
2010-17

Home

|

Notes

|
Poetry |
Essay | Books | Voice |

Contact

| Under mag

 

 

ورود مدیر