ریدکس پلاس دفع حشرات ارسال پیامک
افزایش ممبر تلگرام ممبر تلگرام

 

 

 

انتظار، دوستت دارم و اندکی زنانگی!

 

 

انتظار که مدت‌هاست به ساحت اموری همچون دانلود یک فایل از روی وب پس رانده شده، اکنون با افزایش روزافزون سرعت و باز هم سرعت در حال نابودی است. ما دیگر حق نداریم انتظار بکشیم، چه رسد به این‌که تعیین کنیم انتظار چه چیز را باید بکشیم. این سرعت مکانیکی اگرچه لذت خودآزارانه‌ی پیدا (نه پنهان) در انتظار را از ما دریغ می‌کند، اما توان فشرده‌سازی حجم انبوهی از عصب‌ های منتظر را در فواصلی باور نکردنی نثارمان می‌سازد. چنان‌که عشاق سابق انتظار (که عموماً از انتظارشان طرفی برنبسته‌اند) با گزینه‌های بی‌پایانی جهت پایان دادن به انتظار مواجه‌اند که به آنان توان فراموشی با کم‌ترین میزان از درد و رنج را هدیه می‌دهد. غافل از این‌که درد اصلی نه محو و نابودی این فاصله – انتظار- که فقدان آن است. حذف انتظار به مفهوم پایان دوست داشتن است. ما انتظار کسی را که دوستش نداریم نمی‌کشیم. وقتی در ایستگاه متروییم منتظریم مترو بیاید. مهم نیست چه‌قدر زمان داشته باشیم. می‌رویم آن‌جا تا منتظر بمانیم مترو بیاید و انتظار مقصد را با خود بیاورد. زمانی دیدن کسی که دوستش دارید، در آغوش کشیدنش و خوابیدن با او، بدون تحمل انتظاری جانکاه نه رنجی با خود داشت و در نتیجه نه لذتی و در نهایت نه عشقی.

بیایید عنصر انتظار را از عشق حذف کنیم. چه می‌ماند؟ در پس جمله ی "دوستت دارم" تاریخ انتظار خوابیده است. برای نائل گشتن به چنین کلیشه‌ای سلوکی مثال زدنی را از سر می‌گذراندیم. هیچ عملی نمی‌بایست بی یاد او انجام می‌پذیرفت. برای دست یافتن به او می‌‌باید چرخه‌ی باورپذیری به دست نیافتنی بودنش را از سر می‌گذراندیم. اکنون اما بدبختانه دریافته‌ایم او تنها به اشاره‌ای بند بوده که ما آن را به تعویق می‌انداختیم. با حذف انتظار او را ملموس و دست یافتنی نکرده‌ایم. ما به خود این تعویق نیاز داشتیم. اگر زمانی انتظار به وصال منجر می‌شد اما با حاصلی مأیوس‌کننده از این دست که "همه‌اش همین بود؟"، لااقل در اوج پشیمانی و احساس بیهودگی این فاصله – انتظار- نصیبمان می‌شد. اکنون گویی در فقدان انتظار چیزی انتظارمان را نمی‌کشد. به نظر نمی‌رسد بازگشت به دوران طلایی انتظار، اگر هم ممکن باشد، دردی دوا کند و از یک وانمایی ساده پا فراتر نهد.

دوستی که صدایش انتظار بود همیشه از پر شدن نوار دانلود یا فایلی که در حال کپی شدن است وحشت داشت. در حالی که من از سرعت سیستم شاکی بودم و پر شدن خطوط را انتظار می‌کشیدم، او کودکانه انگشتش را می‌گذاشت روی خط دانلود تا جلوی پیشرفتش را بگیرد. (چرا با افعال گذشته از او که هنوز دوستم است یاد می‌کنم؟ بی‌شک نه فقط به دلیل گذشته‌ی موجود در این خاطره. شاید به این دلیل که از انتظار همیشه می‌باید با زمان ماضی سخن گفت).

انتظار زمانی کند است و زمانی شاد و سرخوش اما باز هم کند. من اما به دنبال سرخوشی خالی: قاتل انتظار. و حال مانده‌ام با این فقدان چه کنم. خدایا! اندکی زنانگی، اندکی زنانگی!

 

 

 

دومان ملکی
بایگانی شده در: یادداشت

بالا

 

 

 

©
انتشار مطالب بدون اجازه ممنوع و تنها نقل با ذکر مأخذ یا پیوند به صورت مستقیم مجاز می باشد
All rights reserved by Dooman Maleki
2010-17

Home

|

Notes

|
Poetry |
Essay | Books | Voice |

Contact

| Under mag

 

 

ورود مدیر